محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )
11
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )
يادداشت مترجم از زمانى كه ترجمهء كتاب حاضر را آغاز كردم قصد آن داشتم با پايان گرفتن كار ترجمه به رسم مترجمان مقدّمهاى بر اين كتاب به رشتهء تحرير در آورم . چون ترجمه و ويرايش اثر به پايان رسيد برگهاى پيش روى خود نهادم و قلم در دست گرفتم تا به اصطلاح مقدّمهاى بنويسم ، آن هم دربارهء سيرهء پيامبر ( ص ) . . . . امّا متحيّر ماندم كه چه بنويسم و از كجا آغاز كنم . در انديشه فرو رفتم تا مگر راهى بيابم ، ولى هر چه بيشتر انديشيدم نوشتن برايم مشكلتر شد . . . دوباره به تأمّل پرداختم و اين بار به خود آمدم كه هان ! در چه آرزويى ؟ اين چه جسارت است ؟ آيا مىدانى هوس پرواز در كدامين آسمان دارى ؟ آيا خبر نيافتهاى كه بسيارى از بالها در نخستين لحظات پرواز در اين افق بيكران شكسته است ؟ آيا غافل ماندهاى كه بسيارى از بىباكان جسور به اينجا كه رسيدهاند دم فرو بستهاند ؟ شايد تو اصلا ديدهء خويش را نگشودهاى تا پرتو آن فروغ بىهمتا آن را بسوزاند ! آرى ، هر ديدهاى بر اين نور گشوده شود تحمّل آن نخواهد توانست كرد . چگونه مىتوان چشم به آن حقيقتى خيره كرد كه خداوند او را نور ناميده است ؟ چگونه مىتوان لاف سخن گفتن در ساحت مقدّسى زد كه مخاطب خطاب لولاك « 1 » شد ؟ چگونه توان به شناخت شخصيّتى نايل آمد كه امام رسولان بود ؟ چهسان
--> ( 1 ) - اشاره به حديث قدسى « لولاك لما خلقت الافلاك » يعنى اگر تو نبودى آسمانها و زمين را نمىآفريدم .